نطق قبل از دستور در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي در سال 1377
نطق قبل از دستور در جلسه علني
مجلس شوراي اسلامي
سال 1377
سرفصل ها:
۱) سال قناعت و مبارزه با اسراف و تبذير
۲)توازن شعار با عمل
۳)مشكلات جدي است , تدبير بايد كرد
۴) قانون و قانونمداري
ربّنا عليك تو كلّنا و اليك انبنا و اليك المصير
انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران آثار و بركات فراواني به جهان بشريت مخصوصاً به امت اسلام و ملت بزرگ ايران به ارمغان آورده و مسئولين خدمتگزار و دلسوز اين نظام اسلامي در تمام دوره ها و رده ها خدمات شايسته و ارزشمندي به اين ملت و كشور اسلامي انجام داده اند ولي با اين حال مشكلاتي نيز وجود دارد كه از تريبون مقدس مجلس شوراي اسلامي بخشي از آنها را تذكراً مطرح مي كنم:
۱) سال قناعت و مبارزه با اسراف و تبذير
امروز بزرگترين و مهم ترين مشكل كشور ما مشكل اقتصادي است مشكلات اقتصادي مشكلات مادر است كه مشكلات زياد ديگري را نيز به دنبال دارد: تورم , گراني , ركود , بيكاري , فقر و محروميت جانكاه , فشارهاي كمرشكن زندگي , افسردگي ها , دلسردي ها , نارضايتي ها و مشكلات مختلف فرهنگي , اخلاقي , اجتماعي و سياسي ديگر كه از همين مشكل اقتصادي زاييده مي شود و چهره اين نظام اسلامي را مخدوش مي سازد , اصول و ارزش ها و حتي موجوديت نظام را تهديد و فرسوده مي كند. مشكل اقتصادي كه امروز در جامعه ما يك امر اساسي و ريشه اي است , علل و عوامل مختلفي دارد. به نظر ما اولين و مهم ترين آنها عامل سياست و سياسي شدن اقتصاد و آسيب خوردن آن از ناحيه سياستهاي بين المللي ما است و عامل مهم ديگر به هرز رفتن سرمايه ها و عدم استفاده بهينه از آنها است: اسراف , تبذير , مصرف گرايي , تجمل گرايي , ولخرجي ها , ريخت و پاش ها , زياده روي ها , فساد و حيف و ميل هاي مالي , هزينه هاي زايد و گاهي زيانبار , ندانم كاري ها , طولاني شدن و در نتيجه پرهزينه شدن طرح ها و پروژه ها , ضررهاي انباشته شركت ها وسازمان هاي اقتصادي دولتي و حكومتي و خارج شدن بسياري از منابع وثروتهاي كشور از مسير بودجه عمومي و ضايعات مالي فراوان به شكل هاي گوناگون ديگر مخصوصاً فرار سرمايه ها مغزها در اين كشور بيداد مي كند. امكانات و سرمايه هاي عظيمي از اين كشور غني و ثروتمند را در كام خود مي بلعد و آن را از سيستم سرمايه گذاري , توليد و توسعه و از بستر سازندگي و بهره وري خارج مي سازد و آثار تخريبي زشتي از خود به جاي مي گذارد كه زيبنده يك نظام اسلامي و انقلابي نيست. اين رويه بي رويگي تا كي و تا كجا بايد پيش برود؟! اگر جلو اين ضايعات فرساينده مالي و هزينه هاي بي رويه كه كلا در مقوله اسراف , تبذير و اتلاف مي گنجد , گرفته شود و همه آنها به خط سازندگي , سرمايه گذاري و توليد برگردد , اقتصاد ما جان تازه به خود مي گيرد بخش عظيمي از مشكلات اقتصادي ما حل گرديده , فقر , بيكاري و محروميت نكبت بار به تدريج از چهره زيباي اين جامعه اسلامي زدوده مي شود اينست كه مقام معظم رهبري امسال (77) را سال قناعت و صرفه جوئي اعلام نموده است , ما بايد در اين سال و پيوسته با اين پديده شوم و غده سرطاني كه در عروق جامعه اسلامي ما ريشه دوانده است به مبارزه برخيزيم و فرهنگ قناعت , صرفه جويي و ساده زيستي را جايگزين فرهنگ اسراف و تبذير كنيم. اسراف در اسلام معناي عامي دارد و شامل همه انواع تضييع اموال و اتلاف ثروت است. از يك قطره آب , يك لقمه غذا , يك برگ كاغذ , يك لامپ اضافي گرفته تا ثروت هاي كلان كه به هر شكل و صورتي تضييع و اتلاف مي شود , عموميت دارد. پيامبر اسلام سلام الله عليه مي فرمايد: ((في الوضوء اسراف و في كل شيئي اسراف)) زياده روي درمصرف هر چيز و حتي در مصرف آب وضو نيز اسراف است.
در حديثي از امام صادق عليه السلام آمده است: ((والقاء النوي)) دورانداختن يك حبه و يا هسته اي كه مي توان آن را كاشت و به ثمر رساند , اسراف است تا كجا رسد كه ميلياردها ثروت را به خارج كشور برانيم آخ هم نگوئيم , چاره اي نينديشيم!
علي عليه السلام به كارگزاران حكومتش و همه حكومت هاي اسلامي پيام مي دهد كه ((ادقّوا اقلامكم...)) قلم هايتان را نازك بتراشيد , سطرها را نزديك هم بنويسيد تا يك قطره مركب و يك برگ كاغذ از بيت المال بيش از ضرورت مصرف نشود كه بيت المال مسلمين تاب و توان تاخت وتاز غارتگران و مسرفين را ندارد.
۲)توازن شعار با عمل
شعار سمت و سوي حركت يك ملت را نشان مي دهد و فرمان حركت است به سوي اهداف تعيين شده و يك امر مقدس و خوب است ولي در صورتي كه با عزم قاطع و با ابزار , شرايط و توانايي هاي موجود جامعه منطبق و متوازن باشد و انسان را به نقطه مطلوب سوق دهد و اما اگر صرفاً حرف و شعار توخالي و سرگرمي تهي از حركت و عمل باشد و يا با واقعيت ها نامتوازن و در تضاد و بلند پروازانه باشد در اين صورت شعار نه تنها خوب نيست , بلكه بسيار بد و زيانبار خواهد بود. در كشور ما حرف هاي بسيار خوب و زيبا زده مي شود. شعارهاي بلند , متعالي , انساني و الهي طنين انداز است هم در امور داخلي و هم در سطح جهاني و بين المللي و بسياري از شعارها نيز صادقانه و با عزم عمل مطرح مي شود ولي در تحقق اين شعارها بازنگري لازم است كه كدام يك تحقق پيدا كرده و يا قابل تحقق است و تا چه حد؟! و كدام يك موفقيتي حاصل نشده و چرا و چه موانع و مشكلاتي وجود داشته و چه بايد كرد؟!
يك كشور اسلامي و انقلابي بايد صحنه عمل , تلاش و ابتكار و ميدان تسابق , تعالي و تكامل باشد , نه صرف حرف و شعار. يك ملت انقلابي بايد مردان عمل و قهرمان صحنه كار و تلاش و خلاقيت باشند نه مردان حرف و شعار و قيل و قال و جدال بي حاصل. زيرا شعار مقدمه عمل و نشانگر سمت و سوي هدف و فرمان حركت است و شعار تهي از عمل , نظام مقدس اسلامي و مسئولين خدمتگزار نظام را از اعتبار ساقط مي كند. دشمنان را بيدار , منسجم و مجهز مي سازد و تضاد حرف ها و شنيده ها با محسوسات و ملموسات و با واقعيت هاي زندگي , نمكي بر جراحات دل رنجور مردم خواهد بود: در شعار, عدالت اجتماعي و در عمل افزايش لجام گسيخته فاصله طبقاتي. در شعار , فقر و استضعاف زدايي و در عمل گسترش فقر و محروميت جانكاه و كمرشمن. در شعار , عزت و اقتدار سياسي و بين المللي و در عمل هر حركت اسلامي و انقلابي در خارج كشور را كه منتسب به ما است , سركوب نموده و ياران و هواداران و حتي اتباع كشورمان را كشتار كنند وكتك شعارهاي تند ما را به هر كس از اتباع و طرفداران ما كه دسترسشان قرار دارد , بزنند!! در شعار , تربيت و اشتغال جوانان و در عمل جوانانمان بيكار و در معرض تهاجمات فرهنگي قرار گيرند , در شعار , وحدت و انسجام ملي و در عمل كشمكش ها , تنش ها و تشنج هاي بي حاصل سياسي , در شعار عشق و محبت و انسان دوستي در عمل سينه ها پر از كينه و خصومت. در سخن دعوت به وحدت , محبت و مهر ورزي و در عمل نيش و گزش و سينه هاي پر از كينه و تنگ نظري. در شعار ساده زيستي , در عمل تجمل گرايي , در شعار قناعت و صرفه جويي و در عمل , اسراف , فساد و مصرف گرائي. ده ها شعارها و حرفهاي زيبا و طلائي در يك سو و در عمل , پديده ها و واقعيت هاي خلاف آن در سوي ديگر و اين دو صحنه حرف و عمل در خارج و داخل با يكديگر منطبق نباشد مسموعات با ملموسات در تضاد كامل باشد چه مفهومي پيدا مي كند؟! و چه فاجعه اي به بار مي آيد؟! البته منظور اين نيست كه خداي نكرده در جامعه ما حرف ها و شعارها با عمل ها و واقعيت ها در تضاد است , بلكه منظور اينست كه مبادا اينچنين باشد. منظور اينست كه مردان عمل باشيم , نه مردان سخن. كشور پر كار و پرتلاش بسازيم , نه كشور صرفاً حرف و شعار. كمتر حرف بزنيم بيشتر عمل كنيم. از حرف بكاهيم و به عمل بيفزاييم حرف ها و شعارهايمان را با شرايط و واقعيت هاي موجود منطبق سازيم. شعري نگوييم كه در قافيه آن گير كنيم. خداي نكرده از كساني نباشيم كه علي عليه الصّلواõ و السلام مي فرمايد: ((من وصف عدلاثم خالفه كان اشد حسرõ يوم القيامه)).
هر كس و هر ملتي از حق , عدالت و نيكي ها سخن بگويد ولي خلاف آن را عمل كند , با حسرت و ندامت شديد و شكننده اي روبرو خواهد شد.
وباز مي فرمايد:
((نقص الفعل علي القول اقبح رذيله)) , زيادسخن گفتن و كمتر عمل كردن از بدترين و زشترين رذايل اخلاقي و اجتماعي است.
((زيادõ الفعل علي القول احسن قضيله)) , كمتر حرف زدن و بيشتر عمل كردن , از زيباترين فضايل انساني است.
اميدوارم كه بتوانيم مردان عمل باشيم , نه مردان حرف و سخن!!
۳)مشكلات جدي است , تدبير بايد كرد
خدمات و بركات نظام جمهوري اسلامي براي امت اسلام و ملت ايران , تحولات و آثار پربار جهاني و بين المللي آن براي كسي پوشيده و قابل شمارش نيست كه شمارش آنها در اين مختصر نمي گنجد ولي نارسايي ها و مشكلاتي نيز وجود دارد كه بعضي از آنها در اثر فشار و با توطئه دشمنان و بعضي ديگر در اثر ندانم كاري ها ي دوستان و يا تندروي ها افراط گران به اين نظام مقدس و كشور اسلامي تحميل شده است.
در هر صورت ما بايد باور كنيم و با صراحت و صداقت اذعان كنيم كه در كشور و جامعه ما مشكلاتي وجود دارد. مسايل و مشكلاتي موجود زيبنده قامت رسا و چهره زيباي نظام مقدس اسلامي نيست , مشكلات , قابل حل ولي جدي , سرنوشت ساز و گسترده است! مشكلات اقتصادي , اجتماعي , فرهنگ , اخلاقي و سياسي , داخلي و خارجي اگر خيال كنيم كه ما اين كشور را ساختيم و گلستان كرديم و همه مردم در آرامش و آسايش و در رفاه , كفاف و عزت به سر مي برند اخلاق و معنويت , حاكميت مطلق در جامعه دارد و در صحنه هاي بين المللي نيز پيروزمندانه به پيش مي تازيم و سياستهاي بين المللي ما سرشار از حكمت , مصلحت و عزّت است!
ما اگر باور و اذعان نكنيم كه در امور داخلي و خارجي مشكلات جدي داريم , و يا همه اين مشكلات را به دشمن منتسب كنيم و باور نكنيم كه بسياري از اين مشكلات نتيجه عملكردها , دشمن تراشيها و سياستهاي داخلي و خارجي خودمان است , هرگز نمي توانيم روشها و سياستهايمان را اصلاح و مشكلات كشور و مردم فداكارمان را حل كنيم و مدارج پيشرفت , ترقي و تعالي را بپيماييم و به عزت , اعتبار و اقتدار داخلي و بين المللي دست يابيم توجه به مشكلات و اذعان به آنها آغازتدبير , حركت است. آيا ما در اين مدت 20 سال در اداره اين كشور پهناور و اين انقلاب جهاني هيچ اشتباهي نداشتيم كه با اين مردم در ميان بگذاريم و عذرخواهي كنيم و در سياست ها يمان بازنگري كنيم؟! اشتباه كه جز براي معصومين يك امر طبيعي است. مخصوصاً در چنين انقلابي با چنين گستردگي و با اين همه مشكلات و نداشتن تجربه هاي قبلي اشتباه قابل تصور است! اگر ما مشكلات را نگوييم و آن ها را با مردم خوب و فداكارمان در ميان نگذاريم , دشمن مي گويد , مردم مي بينند و لمس مي كنند كه آثار بد و مخربي دارد. اذعان به مشكلات از صداقت و دلسوزي مسئولين نظام حكايت مي كند و مردم را دلگرم و ابزار تبليغاتي را از دست دشمن مي گيرد. من از همه اين مشكلات به يك مورد اشاره مي كنم: آذربايجان نگين ايران و تبريز نگين آذربايجان است. با آن قدمت و سوابق تاريخي كه شهرت جهاني دارد در ايام عيد به چند محله اين شهر تاريخي و به ظاهر برخوردار رفتم , واقعاً عرق شرم ريختم كه نه آبي و نه راهي و نه گاز , بهداشت و امنيتي و از نيازهاي اوليه محروم كه حرفي براي گفتن نداشتم. چرا راه دور برويم. در همين حوالي و بيخ گوش تهران , پايتخت ام القراي اسلام , وضعيت نا مطلوب و غير قابل قبولي وجود دارد تا برسد به مناطق محروم و خانواده هاي بي امان و بي پناه!!
چه بايد كرد؟! آيا بايد همچنان نظاره گر بود و منتظر معجزه و نزول مائده هاي آسماني؟! بايد تدبير و تلاش كنيم. به نظر من در داخل كشور بايد تنش ها , تشنجات بي حاصل , كشمكش ها و قيل وقال در مسايل جزيي و جنبي و هر نوع تنگ نظري , گروه بنديها , تقسيم بنديها و دشمن تراشيهاي داخلي و خارجي را كنار بگذاريم. همه نيروها , امكانات و سرمايه هاي مادي و معنوي ملت و دولت را در حل مشكلات مردم و جامعه و در ساختن و بازسازي مادي و معنوي اين كشور بسيج كنيم و در سياست خارجي نيز با حفظ حضور معقول در صحنه هاي بين المللي از برون گرايي بيش از حد به درون گرايي روي بياوريم و به منافع ملي خود فكر كنيم زيرا عزت و اقتدار و پيروزي در صحنه هاي بين المللي تنها از طريق عزت و اقتدار داخلي و جلب رضايت مردم كه نشانه رضايت خدا است و با وحدت و انسجام ملي قابل وصول و حصول است و با حرف و شعار خالي و يا نبرد در صحنه هاي بين المللي حاصل نمي شود و با توپ و تشر كسي از ما نمي ترسد. عزت و اقتدار وارداتي نيست , صادراتي است. بايد از داخل به بيرون منتقل و تحميل شود. اين همان است كه قرآن مي فرمايد: ((يا ايّهاالذين آمنوا عليكم انفسكم لا يضّر كم من ضّل اذا هتديتم)) يعني به خودتان به پردازيد درون خودتان را بسازيد تنها در اين صورت است كه دشمن نمي تواند آسيبي بر شما وارد سازد.
۴) قانون و قانونمداري
يك ماده قانون كه در مجلس به تصويب مي رسد , از آن روز كه به صورت طرح يا لايحه در روي كاغذ نقش مي بندد , تا تصويب و ابلاغ آن جهت اجرا , هزينه هاي فراواني براي آن صرف مي شود. نيروي انساني فرصت هاي طلايي و هزينه هاي سنگين مراحل كارشناسي و قانونگذاري در دستگاه ها و مراجع مختلف , 270 نماينده , نخبگان ملت و ده ها كارشناس در مراحل و مراجع مختلف كارشناسي ماه ها و گاهي سال ها طول مي كشد و خرج مي شود تا يك قانون به تصويب برسد. آيا سزاوار است كه اين قوانين در بايگاني ها به بوته فراموشي سپرده شود و اجرا نگردد؟! ما قوانين خوبي داريم كه چندين سال است به تصويب رسيده , ولي تا كنون يك بار نيز اجرا نشده است. مانند قانون شوراها كه در سال 61 و قانون مبارزه با اسراف و تجمل گرايي در سال 70 و قانون اعطاي مدارك كارشناسي به حافظان قرآن در سال 70 به تصويب رسيده ولي تا كنون به اجرا نرسيده است و قوانين مختلف ديگر و بعضي از قوانين كه طبق مهلت مقرر در قانون بايد در مدت 2 تا 3 ماه آيين نامه اجرايي تنظيم مي شد , بيش از يك سال است تهيه و ابلاغ نشده است كه من ليستي از آنها را به عنوان نمونه در دست دارم. چه كسي و يا چه مرجعي بايد اين گونه مسايل را پيگيري كند. آيا مجلس فقط موظف به تصويب قانون است و حق چون و چرا و نظارت بر اجراي مصوبات خود را ندارد؟! من از رياست بسيار محبوب , لايق و پر توان مجلس شوراي اسلامي و هيات رئيسه محترم و يا مركز پژوهش ها و كميسيون اصل 90 تقاضا مي كنم كه در رسيدگي و شناسايي اين گونه قوانين اقدام لازم را مبذول دارند و يا هيأت كارشناسي جهت اين امر تعيين گردد. واقعاً شايسته نيست كه در يك كشور اسلامي و انقلابي كه بايد نمونه نظم و قانونمندي باشد اين چنين با قوانين و مصوبات مجلس برخورد و به قانون و مقّرات بي مهري شود.
والسّلام عليكم و رحمه اللّه
