دو حلقه مفقوده(2)
- اصل لینت ، رحمت و محبت
چنانكه در مقاله پيش توضيح داده شد در جامعه اسلامي ما متاسفانه دو اصل مهم اسلامي به بوته فراموشي سپرده شده و به ضد خود تبديل كرديده و در نتيجه دو حلقه مفقوده به وجود آمده است كه بخش مهمي از مشكلات سياسي , اجتماعي , فرهنگي و اقتصادي و تعارضات و تشنجات حاكم در جامعه اسلامي ما از تغيير اين دو اصل اساسي اسلام و از فقدان اين دو حلقه پيوند ناشي مي شود اول: ((اصل اعتدال و تعادل)) كه جاي خود را به افراط و تفريط و تندروي داده است دوم: ((اصل رحمت , محبت و لينت)) كه جاي خود را به غلظت , خصومت , پرخاشگري , بد گماني و تنگ نظري داده است و اين جايگزينهاي ناهنجار , متانت , لطافت , شور , نشاط , عشق , صفا و در كل , فضاي عطر آگين معنوي و اسلامي و انسجام ملي را از جامعه سلب كرده و جامعه اسلامي ما را به يك جامعه تند , خشن , پرخاشگر , عصباني , آميخته از سوء ظن , كينه , خصومت و خشونت تبديل كرده كه متاء سفانه كسي هم نيست اين درد بي امان را درك و بفكر درمان آن باشد بلكه درمان كنندگان بعلت غرور و اشتباه در تشخيص , خود دردافزار و التهاب آفرين شده اند!!
چه بايد كرد؟ آيا جز بيان درد چاره اي هست؟! اگر اين درددل و آه كشيدن را هم از انسان دردمند بگيرند بهتر است كه بميرد!!
در مقاله پيش يكي از اين دو اصل مفقوده يعني اصل تعادل واعتدال را مورد برسي قرار داديم اينك در اين مقاله نيز به اصل رحمت و محبت مي پردازيم.
اصل رحمت , رأفت , محبت و لينت يك اصل مسلم و اساسي در اسلام و از اصول ضروري و اوليه يك جامعه اسلامي است عامل و زمينه ساز وحدت و انسجام ملي و مبناي همكاريها و مشاركتهاي اجتماعي و تفاهمات فكري و سياسي است كه متأ سفانه اين اصل محوري در جامعه اسلامي ما آسيب شديدي ديده است همه از وحدت و انسجام ملي سخن ميگويند و ديگران را به سوي آن دعوت مي كنند ولي فقط در مرحله حرف كه در عمل كسي به لوازم آن ملتزم نيست مشكل ما مشكل حرف و دعوت وشعار نيست بلكه مشكل ما مشكل عمل و رفتار است اگر با حرف و صرف دعوت و نصيحت مشكل حل مي شد كشور ما امروز گلستان بود ومشكلي وجود نداشت زيرا بهترين و بيشترين حرفها و زيباترين شعارها در كشور ما زده مي شود ولي با اين حرفها و شعارهاي انباشته هيچ گرهي گشوده نشده و هيچ مشكلي حل نگرديده است زيرا ز عمل كار برآيد به سخنراني نيست. دو صد گفته چون نيم كردار نيست داعيان وحدت و ناديان رحمت و محبت نخست بايد از خود آغاز كنند محبت , عطوفت , عفو , اغماض , سعه صدر , رفق و مدارا را كه شرط اول وحدت , انسجام ملي و وفاق اجتماعي است از خود شروع كنند از خود بگذرند و چند قدم جلوتر بگذارند تا ديگران به استقبال بيايند اگر دعوت به وحدت صرف حرف و سخن گفتن و خالي از اقدام و عمل باشد! اگر دعوت به وحدت و محبت توام با غلظت , فظاظت , تنگ نظري و در يكدست شمشير و در دست ديگر دعوتنامه باشد! اگر دعوت به وحدت , دعوت به خويشتن و گروه خويشتن باشد كه بياييد آنچنانكه ما مي خواهيم باشيد و انجنانكه ما مي بينيم ببينيد تا با هم باشيم! چنين دعوتي مقبول نمي افتد و سر نمي گيرد و چنين حرفها و دعوتها با آنهمه حرف و حديث و مطالباتي كه ديگران دارند بي صداقتي تلقي مي شود و ره بجائي نمي برد بلكه در طرف مقابل ايجاد سوءظن و لجاجت مي كند چنين حرف ها و دعوتهاي شعارگونه نباشد بهتر است!! واقعاً فكر كنيد تا كنون چه قدمي در رابطه با ايجاد وحدت و تزريق رحمت و محبت بر جامعه از طرف مناديان وحدت و انسجام ملي برداشته شده است؟! چه محبتي و چه عفو و اغماض و چه ملايمت و حسن نيّتي نشان داده شده است؟! و چه مقدار از مطالبات و خواسته هاي مشروع و بحق مردم انجام گرفته و يا لااقل مورد بررسي قرار گرفته است؟! و يا در التهاب آفريني , تحريك احساسات و تشديد كينه ها و خصومتها چه كارها كه نشده است؟! مقايسه كنيد. اينست كه سال وحدت و امنيت ملي ما به سال تنازع و تفرقه تبديل گرديده است چرا؟! چون رازش در همين جا نهفته است چون اساس و پايه وحدت و وفاق ملي و نتيجتاً امنيت ملي همان اصل محبت ولينت است. عفو , اغماض , خويشتن داري و سعه صدر است كه همان حلقه مفقوده جامعه ما مي باشد اگر باور نمي كنيد يكسال آزمايش كنيد صرف نظر از اين بحث كه آيا در اسلام خشونت وجود دارد و يا نه و آيا مجازات اسلامي را مي توان خشونت ناميد و يا نه؟ من طرح اينگونه مسائل را به نفع اسلام نمي دانم و كاري هم ندارم فقط با صراحت و قاطعيّت مي گويم امروز مشكل جامعه اسلامي ما كمبود محبت و رحمت است نه كمبود خشونت و غلظت , زيرا كه تندي , تنگ نظري , پرخاشگري , طرد , نفي و بد گماني بحد كافي وجود دارد و نه تنها كارساز نبوده بلكه مشكل ساز هم بوده است امروز جامعه ما نيازمند آرامش و انسجام ملي و تشنه رحمت و محبت است كه اين امر بازور و فشار حاصل نمي شود. محصول خشونت و تندي نمي باشد بلكه محصول رفق , مدارا ولينت است و اصل اول نيز در اسلام همين است چه آنكه اسلام دين , رفق , مدارا ولينت است و آئين عشق , محبت و كرامت است و ريشه آن نيز عشق به الله است ((الدين هوالحب....)) براين اساس جامعه اسلامي جامعه لينت و لطافت است جامعه مدارا , جذب و هدايت است جامعه عشق و محبت و اخوت است نه جامعه غلظت , تندي , خشونت , نفرت , پرخاشگري , بد گماني , طرد و خصومت!! بايد از در و ديوار جامعه اسلامي از نوشته ها , كفته ها , مطبوعات و همه جاي آن مهر , عطوفت و رحمت ببارد و آهنگ عشق و محبت گوشها را بنوازد و همه شهروندان جامعه اسلامي بايد در يك فضاي عطرآگين , لطيف وجذابي , احساس آرامش , امنيت , عزت و شخصيت كنند كه متأسفانه گاهي اين فضا آلوده مي شود و نداي جانفزاي رحمت و رأفت اسلامي به نهيب دلخراش خصومت و خشونت تبديل مي شود و صداي رحمت , محبت ولينت اسلامي در اين غوغا گم مي شود كه خداوند مي فرمايد: ((فبما رحمت من الله لنت)) اي پيامبر رحمت! از رحمت خدا بود كه تو نرم خوي و مهربان شدي و اگر تند خوي , سخت دل و سختگير بودي حول محورت گرد نمي آمدند ((المحبّه هي روح الله في عباده)) مهمترين و اولين شرط مديريت در جامعه اسلامي محبت است زيرا محبت روح خداست در كالبد جامعه بي محبت مرده است.
علي (ع) مي فرمايد: ((و اشعر قلبك بالرّحمه)) دلت را مالامال از محبت ملتت كن از هر قوم و آئيني كه باشند! باز مي فرمايد:
((انّ للخصومه قحماً)) در دشمني و عداوت سقوط و هلاكت ملتها و حكومتها نهفته است , ((من بذر العداوت حصر الخسران)) هر كس بذردشمني در جامعه بكاهد , عداوت و ندامت درو مي كند و آيات و روايات فراوان ديگر كه اگر جمع شود كتاب قطور و يا كتبي را تشكيل ميدهد كه در اين مقاله نمي گنجد به عنوان نمونه به اين مقدار اكتفا مي شود چه آنكه اگر در خانه كس است يك حرف بس است والّسلام.
